عيد تون مبارك
عيد سعيد فطر را به همه مسلمين جهان خصوصا دوستان خوبم تبريك ميگم . روزه و نماز همتون قبول
عيد سعيد فطر را به همه مسلمين جهان خصوصا دوستان خوبم تبريك ميگم . روزه و نماز همتون قبول
مي گن آدم بايد براي رسيدن به عشقش از تمام دنيا بگذره
…ولي تو كه دنياي مني چطوري ازت بگذرم …
شايد باورش براي خيلي ها سخت باشه وقتي مي گي بدون اون نمي توني زندگي كني .شايد هم بهت بگن اينا همش حرفه . اما باور كنيد نه البته منظورم از اينكه مي گم بدون اون نمي تونم زندگي كنم اين نيست كه ميميرم ولي خوب قبول كنيد زندگيي كه توي اون نه اميدي داشته باشي واسه ادامه و و نه انگيزه اي كه با اون توي رويا هات آينده ات رو ببيني ! واقعا اين چنين زندگي از مردن هم بدتره !!!
اگر گناه تو باشي، گناه بسيار ست
چرا كه خاصيت اين نگاه بسيار ست
تويي كه در قفس چشم هات بي ترديد
پرنده هاي سفيد و سياه بسيار ست
چراغ چشم تو روشن نمي شود ديگر
كه آفتاب زيادست و ماه بسيار ست
كدام راه مرا مي برد به تركستان؟
ببين به كعبه رسيديم ... راه بسيار ست
برو به قصر عزيزان ولي مواظب باش
آهاي يوسف گمگشته چاه بسيار ست
اگر كلاه سرم مي رود ملالي نيست
در اين زمانه سرِ بي كلاه بسيار ست
امروز بعد از ۴ ماه بازم اومدم تصميم گرفتم بازم به وبم رسيدگي كنم و زود به زود آپ كنم البته مثل هميشه با نظرات خوب شما
دوستون دارم
میشه از عشق تو گفت میشه با ستاره های چشم تو مغرب نو مشرق نو بر پا کرد .میشه از برق نگاهت خورشید رو خاکستر کرد . میشه از گندمی های سر زلفت یه عالم شعر نوشت , آره از عشق تو دیوونگی هم عالمیه ,آره از عشق تو مردن داره , میشه از عشق تومرد و دیگه از دست همه راحت شد , میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست تو هم راحت شد . آره از عشق تو دیوونگیم عالمه , اگه از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق توگفت.

خدایا آخه دروغ و کلک تا کی دلم می خواهد کسی رو پیدا کنم که یکرنگ باشه پاک و زلال مثل آب
حرفاش بوی دروغ نده توی بهونه هاش به جونت قسم دروغ نخوره دیگه بسه خسته شدم...
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدین سان خوبها را با تو زیبا می کنم هر شب
بتی این کاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه
چه آتشها که در این کوه بر پا می کنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتشها خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب
مرا یک شب تماشا کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بیکسی ها می کنم
تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردم
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
هيچکي مثل تو نموند...........
هيچکي مثل تو نرفت...
شعراي تنهايي مو
هيچکي مثل تو نخوند
همه حرفام مال تو
همه شعرام مال تو
دنياي من شعرمه
همه دنيام مال تو.....
چه میشد که مرزی نمی بود
با تشکر از دوست خوبم حمید
http://pesarkoochooloo.blogfa.com
باد سرد خزانی گلبرگهای گل مریم را به آهستگی تکان داد مریم ناله کنان خبر دوری خود را همراه باد خزانی به گوش بلبل شیدا آن عاشق مهجور فرستاد . پرنده زیبا با دل کوچک و پر از طپش خود جسم نحیف بی رمقش را به مریم رساند ناله و زاری آغاز کرد: که ای جفا پیشه این چه وقت دوری کردن است ؟ من چگونه درد هجران ترا می توانم تحمل کنم؟
بیچاره گل مریم شبنم خزانی را از دیده فرو بارید و به دلداری از بلبل شیدا پرداخت و گفت : هنوز چند صباحی از وقت وصال باقی است و تو می دانی دمی کوتاه از مصاحبت من لذت بری؟
دقایقی چند نگذشته بود که باغبان پیر با صورت چروکیده و ابروان سفید پر پشت در حالیکه از شدت تاثر چین و چروک صورتش دو چندان شده بود زمزمه کنان پیش آمد و در حالیکه کارد تیز و بران خود را در برابر دیدگان دریده و اشک آلود عاشقبر گردن ظریف معشوق گذاشته بود پاسخ داد: عمر تو با سپری شدن فصل بهار پایان پذیرفته من تاب و توان ندارم که مرگ تدریجی ترا تماشا کنم بدین جهت از گلستان خزان شده دورت می کنم و از معشوقت جدا می نمایم و به کسی که می خواهد ترا به معشوق زیبا رخ شوخ چشمی هدیه کند تسلیم می کنم !
باغبان دسته گل مریم را بمن داد هنوز در فراق بلبل شبنم های خزانی از چهره زیبای گل بر دستهای من می چکید ومرا به یاد اشکهای گرمی که شبی او از دیدگان زیبایش افشانده بود می افکند !
نگاهی به گلستان کردم باغبان پیر در آن دور دستها مشغول کندن چاله کوچکی بود و با خود می گفت : ای بلبل زیبا عاشق بیچاره تو نیز در دل خاک سرد مانند هزاران عاشق دیگر به خواب ابدی فرو رفتی!!
وقتی تو چشمات نگاه می کنم
احساس می کنم با تمام وجود دوستت دارم![]()
وقتی بهت می گم دوستت دارم
معنيش اينه که انقدر بهت اطمينان دارم که مهمترين رازم رو بهت می گم
وقتی بهت می گم دوستت دارم
دلم می خواد با ذره ذره وجودت عشقم رو حس کنی
و اينو بدون اگه يه روز نباشی
من بدون تو ميمرم
از خدا خواستم عادت های زشت
را ترکم بدهد.
خدا فرمود:خودت باید آنها را رها کنی.
***
از خدا خواستم به من صبر عطا کند.
فرمود: صبر، حاصل سختی و رنج است.عطا کردنی نیست،آموختنی است.
***
گفتم مرا خوشبخت کن.
فرمود:( نعمت) از من خوشبخت شدن از تو.
***
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند.
فرمود:رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیکتر میکند.
***
از او خواستم روحم را رشد دهد.
فرمود:نه تو خودت باید رشد کنی.من فقط شاخ و برگ اضافی ات را
هرس میکنم تا بارور شوی.
***
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد،من هم دیگران را
دوست بدارم.
نداشتن هاست.
فرياد از جدايي
بعد از رفتنت دلم پژمرد ... نمي دانم چرا رفتي كجا رفتي؟
ولي بعد از رفتن انگار كوهي از تنهايي ترك برداشت
بعد از رفتنت ديگر دلم هم براي ماهي هاي سرخ در تنگ
بلور نمي سوزد چرا كه آنها خوشبختي شان را در سايه
يكديگر حس مي كنند.
اي بي وفا كاش وقت رفتنت با يك سيلي گونه ام را
مي سوزاندي تا سوزش اين جدايي ملال آور نباشد با اين همه
برگرد. هنوز محتاج توام گرچه بي وفايي كردي امّا اقاقي ها
به دست نوازشگرت محتاجند وپنجره ها بوي تو را دارند
برگرد... ![]()
عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست
عشق آن است كه يكي براي ديگري چتر شود
وديگري هيچ وقت نفهمد كه چرا خيس نشده.
تنهايي ![]()
روزها وماه ها پي در پي مي گذرند ولي چشمان من نگران وحيران به
در دوخته شده اند هنوز دل درد مند من به اميد زنده است.انتظار حديث
مكرر زندگي من است. انتظار ميوه درخت پير و فرسوده تنهايي من
است. تنهايي را بارها وبارها با سه انگشت غم لمس كرده ام و هر بار
خود را تنهاتر از پيش يافته ام گفتگو هاي من وتنهايي پايان ندارد. در
لحظات سرد وبي روح تنهايي آرزوهاي شيرين ومحال من جان مي
گيرد. چشمهايم را مي بندم تا تنهايي را از ياد ببرم. آرزوها جامه عمل
مي پوشند و لحظه به لحظه رنگ عوض مي كنند. من درمانده از اين
همه دلتنگي چشمهايم را مي گشايم و چيزي نمي يابم جز تنهايي و
سكوت واين سكوت سنگين با جاري شدن حرف هاي نهفته دلم مي شكند
و چه با شكوه است لحظه به زبان آوردن غم درون ...
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم

ميگي از گل خوشت ميادولي وقتي بوش ميکني عطرشو ازش ميگيري.ميگي از بارون خوشت مياد ولي وقتي مي باره چتر ميگيري زيرش.ميگي از نور خوشت مياد ولي وقتي افتاب طلوع ميکنه ميري تو سايه.ميگي از دريا خوشت مياد ولي وقتي طوفانيه نميري جلوش.ميگي از درختا خوشت مياد ولي وقتي ميري جنگل ميترسي گم بشي.ميگي غروب خورشيد قشنگه ولي وقتي غروب ميکنه بد بختي هات يادت مياد.
گلی میمیرد تا عشقی به وجود آید و پس از مدتها عشق میمیرد تا نهالی سبز شود.
در این صورت ای گل با طراوت زیبا برای همیشه پژمرده و پرپر شو تا عشق ها ابدی و جاودان باقی بمانند.

مرا از خویشتن بیگانه کردی جان شیرینم
غمم را نقل هر کاشانه کردی جان شیرینم
عبادتگاه چشمت را بروی چشم من بستی
پناهم را دل میخانه کردی جان شیرینم
تهی شد جام امیدم چو با دل آشنا گشتی
شبم مست و به روز افسانه کردی جان شیرینم
ضرر کردی بلای دل در این سودا ندانستی
که یک دیوانه را دیوانه کردی جان شیرینم
دل از بی همزبانی با می و مستی قرین آمد
مرا هم صحبت پیمانه کردی جان شیرینم
عیان شد راز پنهان دلم در بزم میخواران
چو در هر قطره اشکم خانه کردی جان شیرینم
لبم خاموش و دل خاموش اشکم صد زبان دارد
تو هرگز گریه مستانه کردی جان شیرینم؟
یک امشب با دلم بنشین که شاید بی سحر ماند
چو بر آتش مرا پروانه کردی جان شیرینم
